
بیماری های روانی شامل تغییر در احساسات، تفکر یا رفتار (یا ترکیبی از این موارد) در فرد می شوند. بیماری های اعصاب و روان با پریشانی و یا مشکلات عملکردی در فعالیت های اجتماعی، کاری یا خانوادگی مرتبط هستند. بیماری روانی تبعیض قائل نمی شود و می تواند هر کسی را بدون در نظر گرفتن سن، جنسیت، جغرافیا، درآمد، موقعیت اجتماعی، نژاد، مذهب، گرایش جنسی، پیشینه یا سایر جنبه های هویت فرهنگی تحت تاثیر قرار دهد. در حالی که مشکلات مربوط به علم روانشناسی می توانند در هر سنی رخ دهند، سه چهارم بیماری های روانی در حدود سن ۲۴ سالگی شروع می شود.
چه چیزی باعث بیماری های روانی می شود؟
هیچ دلیل واحدی برای ایجاد بیماری روانی وجود ندارد. تعدادی از عوامل می توانند در افزایش خطر ابتلا به بیماری روانی نقش داشته باشند، مانند:
- ژن و سابقه خانوادگی
- تجربیات زندگی، مانند استرس یا سابقه سوء استفاده، به خصوص اگر در دوران کودکی اتفاق بیفتد
- عوامل بیولوژیکی مانند عدم تعادل شیمیایی در مغز
- یک آسیب مغزی تروماتیک
- قرار گرفتن مادر در معرض ویروس ها یا مواد شیمیایی سمی در دوران بارداری
- استفاده از الکل یا مواد مخدر تفریحی
- داشتن یک بیماری جدی پزشکی مانند سرطان
- داشتن دوستان کم و احساس تنهایی یا انزوا
آیا بیماری های اعصاب و روان ارثی هستند؟
ژنتیک نقش مهمی دارد، اما تعیین کننده قطعی نیست. یعنی اگریکی از اعضای خانواده دچار افسردگی ،اضطراب ، وسواس یا شیزوفرنی باشد احتمال ابتلای سایر افراد خانواده کمی بیشتر می شود.
محیط و سبک زندگی هم بسیار مهم اند. استرس های زندگی، حوادث تلخ ، مشکلات خانوادگی ، سبک تغذیه و خواب ، مصرف مواد و حمایت اجتماعی می توانند در بروز یا تشدید بیماری مؤثر باشند.

بیماری های روانی معمولاً ترکیبی ازژنتیک و عوامل محیطی هستند. مثلاً کسی که زمینه ژنتیکی دارد، اگر در محیط پرتنش یا بدون حمایت قرار بگیرد، بیشتر در معرض بیماری خواهد بود. داشتن زمینه ارثی به معنی ابتلای حتمی نیست.
خیلی از افرادی که خانواده شان سابقه بیماری روانی دارند، هرگز دچار مشکل نمی شوند؛ چون سبک زندگی سالم و حمایت مناسب داشته اند.
بنابراین: ارثی بودن یعنی ” آمادگی بیشتر” ، نه “اجبار به ابتلا”.
با پیشگیری ( مدیریت استرس، خواب خوب، ورزش ، روابط حمایتی و درمان به موقع) می توان جلوی بروز یا عود بیماری را گرفت.
ژنتیک چه نقشی در افسردگی دارد؟
این سوال که آیا افسردگی ارثی است یا نه، دهههاست که مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعات روی دوقلوها، مطالعات خانوادگی و تحقیقات ژنومی گسترده شواهد قویای ارائه دادهاند که نشان میدهد ژنتیک در افسردگی نقش دارد. اما ژنها دقیقاً چگونه بر سلامت روان تأثیر میگذارند؟
به طور دقیقتر، اگر یکی از دوقلوهای همسان دچار افسردگی شود، احتمال ابتلای دیگری ۵۰ تا ۷۰ درصد است؛ در حالیکه این احتمال در دوقلوهای غیرهمسان تنها ۲۰ تا ۲۵ درصد است. این نتایج نشان میدهد ژنتیک نقش مهمی در افسردگی دارد، اما تنها عامل نیست؛ شرایط محیطی و سبک زندگی هم به همان اندازه مهماند.
چه اتفاقاتی باعث تشدید افسردگی ژنتیکی می شود؟
- رویدادهای پراسترس: اتفاقاتی مثل سوگ یا جدایی میتوانند باعث افسردگی شوند، بهویژه اگر فرد ارتباط خود را با خانواده و دوستان قطع کند.
- ویژگیهای شخصیتی: عزتنفس پایین یا خودانتقادی زیاد میتواند آسیبپذیری نسبت به افسردگی را افزایش دهد؛ این موضوع به ژنها یا تجربههای اولیه زندگی مربوط است.
- سابقه خانوادگی: داشتن والدین یا خواهر و برادر مبتلا به افسردگی خطر ابتلا را بیشتر میکند، هرچند معمولاً ترکیبی از ژنتیک و شرایط زندگی نقش دارد.
- بارداری و زایمان: برخی زنان بعد از بارداری یا حتی در دوران بارداری دچار افسردگی میشوند. این مشکل به تغییرات هورمونی و مسئولیتهای جدید مربوط است.
- یائسگی و پیش یائسگی: کاهش هورمونها در ابتدای شروع یائسگی میتواند موجب احساس غم، افسردگی یا نوسانهای خلقی شود.
- تنهایی: قطع ارتباط با خانواده و دوستان میتواند احتمال افسردگی را افزایش دهد.
- الکل و مواد مخدر: استفاده از الکل، سیگار، ویپ و مواد برای فرار از مشکلات، خود به افسردگی دامن میزند. مصرف کانابیس (ماریجوانا) هم بهویژه در نوجوانان میتواند افسردگی ایجاد کند.
- بیماریها: ابتلا به بیماریهای مزمن یا تهدیدکننده زندگی مانند بیماری قلبی یا سرطان خطر افسردگی را بیشتر میکند
همه این موارد با ایجاد تغییراتی در نگرش، سبک زندگی، مکملها، خواب و ارتباطات قابل بهبود و مدیریت هستند.

علائم PTSD چیست؟
علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) میتوانند از نظر شدت و مدتزمان در افراد مختلف متفاوت باشند، اما معمولاً در چند الگوی اصلی بروز میکنند:
1. اضطراب شدید و برانگیختگی مداوم
2. خلق افسرده، احساس گناه یا شرم
3. فلشبکها (بازگشت ذهنی به حادثه)
4. کابوسها و اختلالات خواب
5. اجتناب از محرکهای یادآور تروما
6. اختلال در عملکرد روزمره و روابط
تأثیر PTSD بر روابط و زندگی روزمره
PTSD میتواند توانایی فرد برای کار کردن، انجام فعالیتهای روزمره و برقراری ارتباط با خانواده و دوستان را کاهش دهد. افراد مبتلا ممکن است:
- بیعلاقه یا کنارهگیر به نظر برسند
- از مشارکت در زندگی خانوادگی اجتناب کنند
- پیشنهادهای کمک اطرافیان را نادیده بگیرند
این وضعیت اغلب باعث ایجاد احساس فاصله و سردرگمی در عزیزان فرد مبتلا میشود.

درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) با هدف کاهش علائم روانی و جسمانی، بهبود کیفیت زندگی و بازگرداندن عملکرد طبیعی فرد انجام میشود. بسته به شدت علائم، سابقه روانی فرد و شرایط زندگی او، روشهای درمانی متفاوتی بهکار گرفته میشوند و معمولاً رویکردی فردمحور در نظر گرفته میشود.
دارودرمانی نیز در برخی بیماران، بهویژه در موارد متوسط تا شدید، نقش حمایتی مهمی دارد. داروهای ضدافسردگی و ضداضطراب میتوانند به کاهش علائمی مانند اضطراب شدید، افسردگی، بیخوابی و تحریکپذیری کمک کنند. در بسیاری از موارد، بهترین نتایج زمانی حاصل میشود که رواندرمانی و دارودرمانی بهصورت ترکیبی و تحت نظر متخصص انجام شوند. بهبودی در PTSD معمولاً یک فرآیند تدریجی است و نیاز به صبر، تداوم درمان و همکاری فعال فرد با درمانگر دارد.